چه خيانتي بالاتر از اينکه با دوست خويش سخن بگويی
او تو را راستگو بپندارد در حالي که تو دروغ گو باشي؟
(حضرت محمد)
پول براي شما غذا مي آورد اما اشتها نمي آورد
پول براي شما دوا مي آورد اما سلامتي نمي آورد
پول براي شما آشنا مي آورد اما صفا و صميميت نمي آورد!!!
(نا شناس)
توانگران همه عاقل نيستند ولي عقلا هميشه توان گرند. خرد
گرانبها تر از طلاست زيرا کمياب تر و مفيد تر است.
(نا شناس)
تمام خباثت در اتاقي است که کليد آن اتاق دروغ است .
((امام هادي (ع))
هر قدر هم در يک جاده عوضي رفته باشي برگرد .
(مثل ترکي)
تبسم خرجي ندارد بدون آنکه دهنده اش را فقير کند گيرنده اش را ثروتمند
مي سازد .تبسم لحظه اي بيش پايدار نيست
ولي گاهي خاطره اش تا ابــــــــــــــــــد باقي مي ماند .
هر دردي را درماني است جز بد اخلاقي که درمان پذير نيست
(حضرت امير)
وقتي فکر مي کنم ميبينم که قسمت بزرگي از دا نستني هايم اين گونه
بدستم آمد که در جاده زندگي به دنبال چيزهايي بودم و در
نتيجه چيز هاي ديگري يافتم
(فرانکلين آدامز)
تهمت و دروغ را دشمن سفارش مي دهد و منافق مي سازد
و عوام فريب آن را پخش مي کند و عامي آن را مي پذيرد
(دکتر علي شريعتي)
نيمه اول زندگي صرف انتظار کشيدن براي نيمه دوم مي شود و
نيمه دوم صرف حسرت خوردن بر نيمه اول مي گذرد.
(نا شناس)
پروردگارا!!! هر که را عقل دادي چه ندادي؟و
هر که را عقل ندادي چه دادي!!!؟
(خواجه عبد الله انصاري)
پرسيدم : "دوست بهتر است يا برادر ؟"گفت: دوست برادري
است که انسان مطابق ميل خود انتخاب مي کند
(اميل فاگو)
نوميد مدار کسي را که به تو اميد بسته است که خدارا دشمن خويش کرده اي
(حضرت محمد)
بهترين جوانان شما جواني است که در جامه ي پيران باشد و بدترين پيران شما
پيري است که در جامه ي جوانان در آيد .
(حضرت محمد)
مي روند در قبرستان فرياد مي کنند
که تمام اين ها نوکران پدر من بوده اند
کيست که بلند شود و تکذيب کند !!!!!!!!؟؟
(مثل عربي)
موقعي که تولد يافتم گريستم و هر روز نشانم مي دهد
که چرا گريستم !!؟
(مثل اسپانيولي)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
i'm so tired of being here
suppressed by all of my childish fears
and if you have to leave
i wish that you would just leave
because your presence still lingers here
and it won't leave me alone
these wounds won't seem to heal
this pain is just too real
there's just too much that time cannot erase
when you cried i'd wipe away all of your tears
when you'd scream i'd fight away all of your fears
and i've held your hand through all of these years
but you still have all of me
you used to captivate me
by your resonating light
but now i'm bound by the life you left behind
your face it haunts my once pleasant dreams
your voice it chased away all the sanity in me
these wounds won't seem to heal
this pain is just too real
there's just too much that time cannot erase
when you cried i'd wipe away all of your tears
when you'd scream i'd fight away all of your fears
and i've held your hand through all of these years
but you still have all of me
i've tried so hard to tell myself that you're gone
and though you're still with me
i've been alone all along
![]()
![]()
![]()
تنها باز مانده از یک کشتی شکسته به جزیره ی کوچک
و خالی از سکنه ای افتاد .
او با دلی لرزان دعا کردکه خدایش نجاتش دهد.
روز ها به افق نگاه می کرد بلکه کسی رابرای
کمک بیابد .ولی...کسی نمی آمد.
سرنجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته
پاره های کشتی کلبه ای بسازد تا خود را از
عوامل زیان بار محافظت کندو دارایی اندکش
را در آن نگه دارد.
اما...
روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود
به هنگام برگشت دید که کلبه اش در حال
سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود...
متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز
از دست رفته بود...
تز شدت خشم و اندوه در جا خشکش زد..
و فریاد بر آورد :
خدایا چه طور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟؟؟!!!
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای
که به ساحل نزدیک میشد از خواب پرید.
کشتی ای آمده بود تا جانش را نجات دهد.
وقتی از نجات دهنده گان پرسید شماها از
کجا فهمیدید که من درین جا هستم ..
آنها جواب دادند: با توجه به
علائمی که با دود میدادی متوجه شدیم....!!!!
*وقتی اوضاع خراب می شود نا امید شدن آسان است *
*ولی ما نباید دلمان را ببازیم .چون حتی در میان درد و *
*رنج دست خدا در کار و زندگی مان است... *

تقریبا همه ی ما این داستان هارو قبول می کنیم ..
همیشه میگن بعد از یک دوره صاعقه و باران های سیل آسا همیشه هوای مطلوب
و اوضاع آرامی در انتظار ماست.ولی...
هیچ وقت به این نکته توجه نمی کنند که گاهی این صاعقه و باران های سیل آسا
ضربات جبران ناپذیری را وارد می کنند که هرگز برگشت پذیر نیست و در همان شرایط
مطلوب زخمی کهنه بر قلب ما وجود دارد...زخمی که تا ابد التیام نمی یابد ....
حالمان بد نیست کم غم می خوریم
کم که نه..!!هر روز کم کم می خوریم
آب می خواهم سرابم می دهند
عشق می خواهم عذابم می دهند
خود نمی دانم کجا رفتم به خواب؟؟!!
از چه بیدارم نکردی؟آفتاب!!!!
خنجری بر قلب بیمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند
...
عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام
تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام
عشق اگر این است مرتد می شوم
خوب اگر اینست من بد می شوم
بس کن ای دل نا به سامانی بس است
کافرم!!!دیگر مسلمانی بس است
....
" ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم !!!! "
